روزنامه فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و ورزشی

سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ August 20 , 2019
ZAYANDEROUD ONLINE
بستن

میـزگرد بـررسی چـرایـی رفتـارهــــای پرتنش تماشاگران در «زاینده رود»؛

«هــــوادار» یــــــار ورزش است نه بـار

  • کد خبر 9528
  • تاریخ خبر ۱۳۹۷/۱۱/۱۳

معروف است به یار دوازدهم! اگر نباشد، ورزش یکی از ارکان اصلی اش را از دست می دهد، اصلا هیجان ورزش است و هوادار. اهمیت حضور تماشاگران و هواداران در میادین ورزش از گذشته ها تاکنون همواره مورد توجه بوده؛ اما با صعنتی شدن ورزش این مقوله اهمیت بیشتری پیدا کرد.

هواداری دیگر به عنوان یک پدیده همراه ورزش محسوب نمی شود و در واقع شکلی از مشارکت در این حوزه است. ضرورت وجود هوادار و حضور آن ها در میادین ورزشی، باعث شده تا باشگاه‌ها و نهادهای ورزشی درصدد ساماندهی هواداران خود در مسیر دستیابی به اهدف برآمده و بستر  حضور هواداران را فراهم کنند تا از زمینه تشویق ها و حمایت ها  برای نتیجه گیری بهره بگیرند.
در دنیای فعلی ورزش، تردیدی در مورد اهمیت و ضرورت حضور تماشاگران وجود ندارد و هواداران به ابزاری مهم برای ساماندهی و نتیجه گیری یک تیم تبدیل شده اند تا جایی که ارتباط مستقیمی بین موفقیت یک تیم و تعداد هواداران آن ها شکل گرفته و بر همین مبنا تیم های بزرگ دنیا در تمام رشته های ورزشی صاحب بیشترین تماشاگر در رقابت با سایر رقبا هستند.
حضور پر تعداد هواداران از سال های دور تا به امروز یکی از پوئن های مثبت ورزش ایران به شمار می رفته، به ویژه در رشته فوتبال که تعداد تماشاگران یکی از فاکتورهای اختصاص سهمیه به کشورهای قاره آسیا قلمداد می شود؛ اما با وجود تمام مزایای مثبتی که حضور هواداران در میادین ورزشی دارد، در مقاطعی به امری چالش برانگیز تبدیل می شود که جنبه های پررنگ آن را تحت الشعاع قرار می دهد و بیشتر از یک مسابقه ورزشی، پرخاشگری های کلامی و  درگیرهای فیزیکی هواداران در ورزشگاه به چشم می آید.
به دلیل اهمیت این موضوع، تصمیم گرفتیم در میزگردی چالش حضور هواداران را به بحث بگذاریم. جلال زهرایی، مدیر کانون هواداران سپاهان و مرتضی پدریان، جامعه شناس دو میهمان حضوری این میزگرد هستند و به خاطر اینکه محمدحسین عراقی زاده، قائم مقام باشگاه گیتی پسند و سرهنگ جواد درستکار، رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس اصفهان  بنا به دلایلی امکان حضور در نشست را پیدا نکردند، به صورت تلفنی میهمان این میزگرد شدند تا موضوع از جنبه های مختلفی مورد بحث قرار گیرد.


موافق هستید شروع بحث با ضرورت وجود هوادار در ورزشگاه باشد؟
 پدریان: چندنکته در بحث تماشای فوتبال یا به طور کلی ورزش  و هوادار وجود دارد، زمانی که فرد به عنوان یک هوادار برای تماشا در یک میدان ورزشی می آید در اصل برای تخلیه هیجان حاضر شده است.
اصل تماشای فوتبال تخلیه هیجان است، حال اگر ما بیاییم باب های تخلیه هیجان را در ورزشگاه ببندیم و اجازه تخلیه هیجان را ندهیم، این هیجان به شکل های مختلفی خودش را نشان می دهد مثل پرتاب ترقه که برای فرد لذت بخش می شود، شاید برای تماشاگر خود بازی هم اهمیتی نداشته باشد و تنها بخواهد با پرتاب ترقه هیجانش را تخلیه کند.
به هر حال تخلیه هیجان اجتناب ناپذیر است؟
 پدریان: اگر ما برای این هوادار سیستمی را  تعریف کنیم، مثلا قبل از بازی یک کنسرت برگزار کنیم، این تماشاگر دست بزند، شادی کند و فریاد بکشد، هیجانش تخلیه می شود و بعد می نشیند بازی را تماشا می کند.
برخی مواقع دیده می شود که نیروی انتظامی رفتار مناسبی با تماشاگران ندارد و تماشاگرانی که  می خواهند وارد ورزشگاه شوند را تحقیر می کند که این برخورد واکنش هایی مثل پرتاب سنگ را به دنبال خواهد داشت، این تماشاگر آرام نخواهد نشست.
نیروی انتظامی ما باید در این زمینه آموزش ببیند. باید با احترام با تماشاگر برخورد کند و موقع ورود به ورزشگاه و نشستن روی سکو آنها را به خوبی هدایت کند. اگر این کار صورت بگیرد دیگر ما شاهد برخی از این رفتارهای پر تنش میان هواداران نخواهیم بود.
  زهرایی : باید یک کلاس اجرایی برای مسئولین دست اندر کار در برگزاری یک بازی گذاشته شود. قبل از بازی با پرسپولیس از آن جایی که می‌دانستیم ممکن است یک سری اتفاقاتی بیفتد از یگان ویژه درخواست کردیم تا نشستی برای بررسی این موضوع داشته باشیم که البته این نشست برگزار شد، در آن جلسه تمام لیدرها و عوامل اجرایی ما به نحوه برخورد نیروی انتظامی معترض بودند، آقای سرهنگ بیگی و سرگرد دشتی نیز در این جلسه حاضر بودند.
آنها گفتند که باشگاه ها از ما درخواستی برای ایجاد هیجان در سکو ها نداشته اند. گفتیم که ما خودمان این کار را انجام می دهیم و  تعدادی مواد  دودزای زرد تهیه کردیم و بین هواداران پخش کردیم؛ اما با وجود اینکه مجوز این کار را از پلیس گرفته بودیم ولی با یکی دو هوادار برخورد صورت گرفته بود.
هوادار باید جایی بتواند خودش را تخلیه کند، برخی از هواداران حتی بازیکنان تیم ها را نمی‌شناسند و فقط برای این در ورزشگاه ها حاضر می شوند  که خودشان را تخلیه کنند. این هواداران نه تنها نمی دانند که دارند کدام بازیکن را تشویق می کنند که حتی نمی دانند به کدام بازیکن تا مربی فحش می دهند و باید این مسائل را آسیب شناسی کرد.
اشکال کار در کجاست؟
 پدریان: جامعه ما سیستم تخلیه هیجان ندارد، تمام منافذ بسته است و فقط در محیط ورزشی ( ورزشگاه) است که یک فرد می تواند هیجانش را خالی کند. از این رو برخی از این هواداران زمانی که به این محیط پا می گذارند، می خواهند هر کاری که دوست دارند انجام دهند.
 زهرایی: ما قبل بعضی از بازی ها آمدیم در اسکوبورد ورزشگاه، کلیه آهنگ هایی که مربوط به سپاهان بود را پخش کردیم. محیط شادی در ورزشگاه ایجاد شده بود، هواداران با این آهنگ ها هیجان‌شان را تخلیه کردند  و بعد خیلی قشنگ به تماشای بازی نشستند.
 باید برنامه ای هدفمند برای این منظور داشته باشیم که این کار به صورت روتین برگزار شود. ما در اصفهان تعداد زیادی خواننده داریم، چرا از این ظرفیت به خوبی استفاده نکنیم. مگر تمام مسئولین فرهنگی شهر برای بررسی این آسیب‌ها در ورزشگاه ها دغدغه ندارند؟ از شورای تامین، تا استانداری و شهرداری و اداره کل ارشاد اسلامی. باید خود ارشاد پا پیش بگذارد.
 پدریان: اصلا نیازی به هزینه کردن هم نیست می شود، با آموزشگاه های موسیقی در این زمینه هماهنگ کرد که هربازی که برگزار می شود یک اکیپ آنجا کنسرت برگزار کنند. اگر این کار را انجام بدهند مسلم بدانید که هیچ گاه سکوهای ورزشگاه ها خالی نمی شود.
فکر می کنید این راهکار چقدر موثر باشد؟
زهرایی: اگر اصولی پیش برویم و این تماشاگران بتوانند هیجانات‌شان را تخلیه کنند دیگر انرژی ندارند که بخواهد فحاشی کنند.
پدریان: به نظر من در جامعه ما اراده ای برای حل این موضوع نیست، شما به عنوان یک نشریه و رسانه پیام رسان می توانید این موضوع را مطرح کنید که مسئولین روی آن فکر کنند؛ چرا که این موضوع هم یک آسیب اجتماعی است. اگر ما به فکر برنامه ریزی برای اجرای یک سری برنامه‌های فرهنگی مثل برگزاری کنسرت که منجر به تخلیه هیجان در ورزشگاه ها می شود، نباشیم باید منتظر عواقب آن هم باشیم. ممکن است این تماشاگر، نوشیدنی و مواد غیر مجاز زیر پیراهنش مخفی کند و با این ها وارد ورزشگاه می شود که پایانش به خوبی مشخص است و می توان انتظار داشت چه پیامدهایی به دنبال خواهد داشت.
  زهرایی : ما با این مسائل در ورزشگاه ها مکرر روبه رو شده ایم.
چرا نا هنجاری پرخاشگری به معضلی در ورزشگاه ها تبدیل شده است؟
 پدریان: تبیین بحث پرخاشگری به عنوان یک پدیده مستقل جواب نمی دهد. اگر ما بخواهیم پرخاشگری را مورد تبیین قرار دهیم و کنش‌های پرخاشگرانه را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم باید در یک کمپلکس و مجموعه نگاه کنیم، باید  با یک نگرش کلان و یک نگرش سیستمی به آن نگاه بیندازیم. اگر بخواهیم به صورت خرد به آن نگاه کنیم که این جا در ورزشگاه سرپوشیده پیروزی یا  ورزشگاه نقش جهان این اتفاق افتاده به جواب نمی رسیم. باید به  کل نظام و سیستم جامعه در این بحث توجه کرد.  زمانی که ما مجموعه نظام و سیستم را نگاه می کنیم می بینیم که این پرخاشگری و کنش یک امر کاملا طبیعی است. خروجی پدیده را که نگاه می کنیم می توانیم بفهمیم که این رفتار خوب بوده یا بد؟
 پس قبل از این که وارد چرخه این پدیده شویم و روی بحث ورزشکاران و حضور هواداران در ورزشگاه توجه کنیم، باید این موضوع را از جنبه کلان مورد بررسی قرار داد.
اگر بخواهیم به این قضیه با دید کلان نگاه کنیم، می توانیم بگوییم که سمت و سوی نظام اجتماعی ما به صورت کلی به سوی  هدایت کنش های پرخاشگرانه است. اگر یک راننده را نگاه بکنیم می بینیم چوب و زنجیر و کارد در ماشینش است  که زمان دعوا بتواند از آنها استفاده کند  حتی در مواقع لزوم از قفل فرمانش هم بهره می گیرد.
زمانی که ما حوزه پرخاشگری را مطالعه می کنیم، پرخاشگری سه جنبه دارد، جنبه کلامی ، جنبه رفتاری و جنبه فیزیکی. آن چه مسلم است این است که در سیستم ورزشی ما جنبه کلامی خیلی زیاد وجود دارد.  توهین هایی که در سکوهای ورزشی می شود، بددهانی هایی که می شود نمود جنبه پرخاشگری کلامی است که در تمام کشور هم این موضوع  مشاهده می شود ولی شاید در کشورهای دیگر این پدیده وجود ندارد. اگر شما به اسپانیا یا فرانسه بروید و بخواهید بازی را تماشا کنید این خشونت های کلامی را نمی بینید.
کنش های پرخاشگرانه کلامی در سیستم ورزشی ما جا افتاده است، گویی که یک کنش عادی و طبیعی است که اگر نباشد به ضررمان است.این کنش های کلامی به دنبال خودش می تواند کنش های رفتاری را ایجاد کند و به دنبال کنش های رفتاری ما کنش های فیزیکی را داریم.
کنش های رفتاری مانند پرتاب کردن ترقه یا دود‌زاها داخل زمین.بعضی مواقع این کنش ها فراتر می رود و می شود کنش های پرخاشگرانه فیزیکی ؛ اتفاقی که در سالن پیروزی افتاد و چند تن از بازیکنان تیم شهروند ساری زخمی شدند و کارشان به بیمارستان کشیده شد. این درگیرهایی که میان تماشاگران رخ می دهد نمونه هایی از کنش های پرخاشگرانه فیزیکی است. کل سیستم اجتماعی ما این سمت و سو را هدایت می کند چرا که  مثلا گزارشگر تلویزیون می آید در بازی مقابل عربستان پالس منفی می دهد به جامعه که من نسبت به عربستان بدبین شوم.
چرا پرخاشگری جامعه به ورزشگاه کشیده می شود؟
نکته مهم این است که در نظام اجتماعی، ما در حال کاشت بذر نفرت در میان مردم هستیم. این بذر نفرت را آمده ایم در چرخه ورزش نیز کاشته‌ایم. ما در ورزش حاضر نیستیم به پدیده رقابت نگاه کنیم. بیشتر به پدیده ستیز فکر می کنیم و بین ستیز و رقابت تفاوت بسیار بالایی وجود دارد، یعنی من هوادار زمانی که مقابل هوادار روبه روی خودم قرار می گیرم نگاه من نگاه ستیزگرانه است تا نگاه رقابتی.
تفاوت این دو نگاه چیست؟ خیلی ساده است در کنش های ستیزگرانه من شما را می خواهم بکشانم پایین تا خودم بلندتر باشم. در کنش های رقابتی من خودم را می کشانم بالا تا از تو بالاتر باشم، یعنی رفتار من در کنش های ستیزگرانه سلبی است ولی در کنش های رقابتی، رفتار من ایجابی است، من تلاش می کنم تا بهتر باشم.
در رفتارهای هواداران ما بحثی که هست این است که چون نگرش، نگرش ستیزگرانه است، می‌خواهیم حریف بیاید پایین نه این که ما برویم بالا، بالا رفتن ما مهم نیست پایین آمدن آنها مهم است.
از طرف دیگر آن چه مهم است این است که ببینید کنش های طرفدارانه،کنش های احساساتی و عاطفی است، یعنی طرفداران هیچ تیمی بر اساس عقلانیت از یک تیم طرفداری نمی کنند که البته باید اشاره کرد که این موضوع چیز بدی نیست و نباید نگاه منفی به آن داشت.  من اگر از رنگ سبز، آبی، زرد، قرمز  و بنفش خوشم می آید به خاطر این است که من این رنگ ها را دوست دارم واین کار بر مبنای عقل نیست چون در حوزه رنگ است و یک رنگ می تواند برای کسی خوشایند باشد و برای دیگری این طور نباشد.هیچ مبنای عقلانیتی در آن نهفته نیست، طرفداران ما به این دلیل کنش های پرخاشگرانه ایجاد می کنند که در ساختار آموزشی ما چیزی به نام کنترل هوش عاطفی و کنترل هوش هیجانی  آموزش ندیده ایم. آن جایی که ما روی هوش عاطفی و هوش هیجانی و کنش های احساسی، عاطفی کار کرده ایم چون کنش های احساسی، عاطفی روی طیف حرکت می کند از دشمنی تا عشق و ما تمام کنش های عاطفی مان را  روی محور دشمنی و نفرت چیده ایم. برای همین گزارشگر در بازی مثلا با تیمی مثل عربستان می خواهد نفرت نسبت به عربستان را با ابزار فوتبال تقویت کند.این گزارشگر نمی گوید که این بازی یک ورزش است  و اگر عربستان خوب بازی کند من از این بازی لذت می برم.
درساختار ورزشی ما هم، این مسئله به همین شکل است. برای همین نمی توان فقط قضیه را محدود به سالن پیروزی یا ورزشگاه نقش جهان کرد؛ چرا که نظام اجتماعی ما توزیع کننده بذر نفرت است و بذر نفرت حتما محصولش پرخاشگری است.
 زهرایی:دقیقا پیرو صحبت های آقای دکتر، زمانی که  من وارد سیستم هواداری شده بودم شعار کارم را گذاشتم رفاقت روی سکو و رقابت درون زمین. بازی با سپید رود رشت ما اعزام هوادار نداشتیم؛ چرا که بعضی از شهرها را واقعا نمی شود اعزام داشت.
برای آن بازی، یک تعداد از هواداران ما خودشان برای تماشای بازی به رشت رفته بودند و در آن زمان عکسی از یکی از لیدرهای ما در فضای مجازی پخش شده بود که رشتی ها به خون او تشنه هستند. من زنگ زدم به سرپرست سپیدرود رشت و گفتم ما باید تا کی با هم دشمنی داشته باشیم، گفت ما دشمنی نداریم و من پیشنهادی دادم که تعدادی از لیدرهای آنها و تعدادی از لیدرهای ما را در جایی جمع کنیم که با هم صحبتی داشته باشیم.بعد از این اتفاق کار تا جایی پیش رفت که لیدرها و تماشاگران سپیدرود رشت کنار درب ورزشگاه ایستاده بودند و خوش آمد می گفتند به سپاهانی ها و سپاهان را آن جا تشویق کردند. این کار را نجام دادیم و می خواستیم این کار سنت بشود در کل کشور و بگوییم که ما هیچ مشکلی با یکدیگر نداریم؛ اما یک سری از دوستان که پخش کننده همین بذر نفرت بودند مخالف این قضیه شدند و گفتند به خاطر چه چیزی شما این کار را می کنید و ما برای چه باید با لیدرهای تیم رقیب صحبت کرده و از آنها پذیرایی کنیم. من این مسئله را پیرو صحبت های آقای پدریان می دانم که تا ما اصل  و اصول و ساختار را درست نکنیم این قضیه حل نمی شود، باید نظامی حاکم شود که اول بیاییم از آن پایه لیدر، مسئول انتظامات و کلیه عوامل اجرایی سیستم هواداری خودمان را آموزش بدهیم. ما پنج دوره آموزش طراحی کرده ایم ولی هنوز نتوانسته ایم که یک جلسه آن را برگزار کنیم.
می خواهیم از نیروی انتظامی دعوت کنیم که بیاید و مسائلی ایمنی و امنیتی را برای لیدرهای ما توضیح دهد، مثلا درباره پرتاب ترقه که عواقب آن چیست، اگر کسی  مشروبات الکلی استفاده کرد و به ورزشگاه بیاید چه عواقبی دارد.
 ما 120 کادر اجرایی داریم، 20 لیدر، 30 گروه که در هرمنطقه یک سرگروه گذاشته ایم و حدود 60 نفر هم انتظامات داریم که بتوانیم خودمان هواداران را کنترل کنیم.
 اگر بتوانیم یک برنامه اصولی و کلاسیک برای این 120 نفر بگذاریم، دقیقا می توان 20 هزار نفر را در ورزشگاه کنترل کرد. شاید ما یک هزینه جزئی داشته باشیم برای این 120 نفر برای بحث آموزش ولی دید من این است که بتوانیم با کمترین هزینه نزدیک 20 هزار نفر را در ورزشگاه کنترل کنیم. ما در کانون هواداری سپاهان شدیدا به دنبال این مسئله هستیم که این جلسات آموزشی را برگزار کنیم.
چه ارکانی در ایجاد آرامش در ورزشگاه ها نقش دارند؟
 زهرایی:زمانی که هوادار من می آید در ورزشگاه، اجازه داده نمی شود که بطری آب همراه داشته باشد، شیرآب های مان هم که کار نمی کند هم چنین دستشویی هایمان. یک تماشاگر می خواهد چند ساعت در یک ورزشگاه باشد، تشنه شود باید چه کاری انجام دهد؟  ساختار ورزشگاهایمان مثل نقش جهان هنوز تکمیل نیستند و آنها  هنوز به  شرایط استاندارد  نرسیده‌اند. اگر شیرآب هم وجود داشته باشد،کفاف این همه تماشاگر را نمی کند. ورزشگاه های ما هنوز از لحاظ امکانات رفاهی لنگ می زنند و این مسئله باعث می شود که تماشاگر در ورزشگاه آسایش نداشته باشد و زمانی که آسایش نباشد نمی توانی انتظار آرامش داشته باشی.
ورزشگاه نقش جهان مشکل پارکینگ هم دارد و زمانی که هوادار می خواهد برای تماشای بازی بیاید دغدغه پارک ماشین حسابی با اعصاب او بازی می کند که مسئله ترافیک ایجاد شده را هم باید به آن اضافه کرد و تمام این عوامل دست به دست هم می دهد که پرخاشگری در این هوادار تقویت شود و اگر داور یک سوت اشتباه بزند این پرخاشگری در هوادار بروز و ظهور پیدا می کند.نبود امکانات در ورزشگاه ها را هم باید از عوامل ایجاد تنش در میان تماشاگران نام برد.
 پدریان: یکی از عوامل پرخاشگری به حوزه های فیزیکی بر می گردد مثلا زمانی که فرد گرسنه باشد یا تشنه یا قضای حاجت داشته باشد، پرخاشگر می شود.
 زهرایی: ما یک بازی داشتیم با استقلال خوزستان در اهواز، زمانی که وارد ورزشگاه شدیم در جایگاهی که به ما اختصاص دارد نیروی انتظامی سه نفر گذاشته است بعد در یک واکنشی که داور به اشتباه انجام داد هواداران استقلال خوزستان به جایگاه هواداران سپاهان حمله کردند و این در حالی بود که نزدیک سکوهای ورزشگاه سنگ های بزرگی قرار داشت که این سنگ ها به هواداران ما پرتاپ شد و یکی و دو نفر هم سرشان در آن روز شکست. بعد که ما به فرمانده یگان ورزشگاه مراجعه کردیم که مگر مواظبت از جایگاه هواداران تیم میهمان به عهده شما نیست که بعد از این صحبت 50- 60 نفر نیروی یگان ویژه در آن قسمت قرار گرفتند.
زهرایی: مسئله دیگر در ایجاد نا آرامی در ورزشگاه ها به بازیکنان و کادرفنی تیم ها و داوران بر می گردد که نباید از این مهم غافل شویم. ما در سالن های والیبال هم وضعیت مناسبی نداریم و در این سالن ها بدترین ناهنجاری را داریم، یک بازی والیبال چند هفته پیش بود که آن هم به درگیری و خشونت انجامید، زمانی که کارشناس ورزش در رادیو این بازی را بررسی می کرد درگیری میان بازیکنان وداور را عامل به هم خوردن بازی می دانست و تازه از تماشاگران تشکر می کرد که به جای همراه شدن با این حواشی دعوت به آرامش هم می کردند. گاهی زمینه پرخاشگری چند هفته قبل از برگزاری یک دیدار ایجاد می شود از شانتاژ های روحی و روانی که توسط بازیکنان و کادرهای فنی صورت می گیرد و این صحبت ها به خود بازی و سکو ها کشیده می شود. پس نباید تنها هوادار را مسئول ایجاد وضعیت نابه هنجار بدانیم.
 ( استقلال و پرسپولیس تیم های ویژه ای هستند زمانی که به یک شهر وارد می شوند باید از فرودگاه تا هتل و ورزشگاه کاملا اسکورت شوند و زمانی که آن صحبت ها در بازی سپاهان و پرسپولیس پیش آمد که شیشه اتوبوس پرسپولیس شکسته است من استعلام گرفتم که از نیروی یگان ویژه گفتند چنین اتفاقی نیفتاده است.)
اشکال کار را باید در کجا جست وجو کرد؟
 پدریان: مشکل اینجاست  کسی که سکان هدایت فوتبال اصفهان را بر عهده گرفته است فوتبالی نیست. آقایی که شاید یک بار هم در عمرش توپ فوتبال را از نزدیک ندیده است.
 زهرایی: نه این آقا که کل سیستم ورزشی ما، تخصص خودش را می خواهد نه فوتبال که وزنه برداری یا والیبال و بسکتبال هم، همین طور است.
 پدریان: این آقا فوتبال را نمی شناسد، بیشتر درگیر زد و بندهای سیاسی هست تا فوتبال، یعنی می دانید اشکال کار این جاست که بازی های فوتبال ما، بازی های فوتبال نیست بازی های سیاسی فوتبال است. بعد در بازی های سیاسی فوتبال، دست پنهان سیاست تاثیر گذار است و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم و خود آنها به این درگیری ها می افزایند و همان طور که آقای زهرایی گفتند مانع می شوند که لیدرهای دو تیم با یکدیگر خوب شوند و یک بازی را صرفا به منزله یک رقابت ورزشی تماشا کنند حالا هر تیمی که بهتر بازی کرد، برنده شود.
در حالی که می توانیم با استفاده از فوتبال به سمت صلح اجتماعی حرکت کنیم و نشان دهیم که همه ما می توانیم در کنار هم به آرامی بنشینیم و یک بازی را تماشا کنیم بدون هیچ مشکلی، تلاش داریم تا از همان جنبه سیاسی فقط به موضوع نگاه کنیم.
با تمام این صحبت ها نمی توان صرف اشکال در مدیریت، کار را رها کرد و لازم است اقداماتی در این زمینه صورت بگیرد؟
 زهرایی : من اعتقاد جدی به بحث آموزش دارم تا بتوانم حداقل آن وظیفه ای که به عهده من است را به درستی انجام دهم و به دنبال این هستم که یک سری کارگاه های آموزشی برای مجموعه خودمان از لیدر، انتظامات و ... برگزار کنیم. اگر بتوانیم این 120 نفر مجموعه را آموزش دهیم می‌توانیم 20 هزار نفر را کنترل کنیم و حتی باشگاه های دیگر هم تحت تاثیر این سیستم قرار دهیم.
  پدریان: ما زمانی که وارد چرخه آموزش می‌شویم باید ببینیم که چه می خواهیم آموزش دهیم. اگر بدانیم که چه چیزی می خواهیم آموزش بدهیم موفق می شویم. برای هوادار باید یک هدف تعریف  کنیم و  بیاییم در بحث کنش ها با آنها صحبت کنیم که بین ستیز و رقابت تفاوت وجود دارد و اگر بخواهیم ستیزانه اعمال کنیم رفتارهای ما خارج از انسانیت می شود. برای نیروی انتظامی یک هدف دیگر تعریف کنیم که با هواداران چگونه برخورد شود.
 زهرایی: من می خواهم با این کانونی که در اختیار داریم اگر نمی توانیم اصل و اساس مشکلات را حل کنیم حداقل یک سری مسائل که به ما بر می گردد را درست کنیم.
  پدریان: بله، این درست است چرا که ما نگاه کلان داریم و رفتار خرد. باید دومینویی جلو برویم. در یک حرکت دومینویی، تمام مهره ها را حرکت نمی دهیم بلکه یکی را حرکت می دهیم بعد بقیه به مرور می خوابند.گام های کوچک می تواند گام های بزرگ به دنبال داشته باشد. اصلا ما در این قضیه نگاه‌مان، برداشتن گام بزرگ نیست؛ چرا که در این ساختار نمی توان گام بزرگ برداشت. شاید اگر بتوانیم یک ساختار آموزشی تعریف کنیم که بیاییم تماشاگران فوتبال را به آنها آموزش دهیم که قانون مدار بشوند، مهارت اجتماعی داشته باشند، بتوانند کنش های عاطفی شان را کنترل کنند. در سیستم آموزشی باید آستانه تحمل افراد را بالا ببریم که اگر این کارها را انجام دهیم ،حرکت دومینویی از اینجا شروع  شود.
 اصل ورزش و مبنای آن این است که اصل گیم تئوری است که ورزش در واقع یک بازی است که اگر خوب باشی برنده می شوی و اگر نه که بازنده هستی و وقتی تو خوب باشی هم خودت می پذیری و هم رقیبت و جالب که کنش های پرخاشگرانه ما از دوران باستان و بعد از باستان و قرون وسطی از لذت بردن از پرخاشگری به لذت بردن از پیروزی رسیده است. زمانی ورزش جامعه بشری این بود که  دو نفر را بیندازند به جان هم (گلادیوتور) و همدیگر را بکشند که بقیه لذت ببرند ولی سبک جامعه امروزی عوض شده و به لذت بردن از پیروزی رسیده اند، البته در جامعه ما این سبک به رسمیت شناخته نشده و ما در همان سبک گلادیوتورها باقی مانده ایم. در سیستم اجتماعی ما، افراد از آزاد دادن یکدیگر لذت می‌برند.
آستانه تحمل‌مان در مقابل کنش های اجتماعی پایین است و  بالا بردن این آستانه نیازمند آموزش است. به لحاظ جامعه  شناختی ای کیو آموزشی است و ما باید روی ای کیو کار کنیم که اگر این کار انجام شود موفق می شویم.
پایان بخش این میزگرد از نگاه شما؟
 پدریان: رسانه ها باید این مطلب را آموزش دهند که می شود ورزش را بدون پرخاشگری و فحاشی نگاه کرد و به مخاطب خود بگویند که راجع به این مسئله هم فکر کند.

ارسال دیدگاه

نظر شما در مورد این خبر چیست

چند رسانه ای

اخبار از نگاه دوربین
بدرقه یاران خرازی

چشممان به جمالت روشن شد

نمايشگاه نقاشي معلولين

 رونمايي ازكشفيات مرصاد26

فوران های آتشفشانی  ۲۰۱۸

رژه ناوگان آتش نشانی

سردیس شهیدان خرازی وغازی

آیین باز گشایی مدارس